شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این تجربه را بازنویسی میکنم تا گفتار طبیعی و روانی پیدا کند، با حفظ معنا و احساس اصلی: وقتی از ابزار الکترونیک آبنوس استفاده میکردم، متوجه شدم قیمتهای پیشنهادی شرکت در مناقصهها بسیار بالا بود و این روند باعث میشد حقوق کارکنان با تاخیر پرداخت شود. شرکت وقتی در مناقصهها پیروز میشد، به عنوان افتخار این را مطرح میکرد که سابقه کار در پروژههای بزرگ دارد. در نتیجه این رفتار قیمتگذاری، پرداختهای منظم حقوق هم دچار تاخیر میشد و بارها پیگیری میکردیم تا بخش مابهالتفاوت حقوق را دریافت کنیم یا به نحوی دیگر پولها جابهجا میشد. برای نمونه، بعضی مواقع در لیست بیمه هم مشکلاتی وجود داشت و پس از گذشت مدت طولانی—مثلا پس از چند ماه—حقوق کارمندان مربوط به پروژههایی که شرکت اخیرا کار میکرد، پرداخت نمیشد. نحوه برخورد با تضمینها هم به گونهای بود که سفتهای به عنوان تنها رسید ارائه میشد و در قرارداد به آن اشارهای نمیشد. این موضوع تا بیش از چهار ماه پس از پایان قرارداد من همچنان ادامه داشت. همچنین بارها شاهد بودیم که سفته یا دیگر تاخیرها به صورت فشار یا با تأخیرهای مکرر اعمال میشد.
در این شرکت هیچ سرمایهگذاری وجود ندارد و تصمیمات به شکل بزرگنمایی و با رویکردهای بلندپروازانه گرفته میشود. پرداختهای بیمه الزامی بهموقع انجام نمیشود و حقوق هم خیلی بهوقت پرداخت نمیشود. مسیر رشد شغلی مشخصی وجود ندارد و در صورت لزوم، جایگزینی سریع جایگزین شما میشود. تجربه مدیریتی کافی نبود و ترجیحا توصیه میشود به یک شرکت بزرگ پیوسته یا کسبوکار خودتان را راهاندازی کنید.
شرکت گلرنگ سیستم یکی از بخشهای گروه صنعتی گلرنگ است و حدود پنجاه نفر از کارکنان را در خود جای میدهد؛ این مجموعه بهنوعی بزرگترین هلدینگ خصوصی ایران به شمار میرود و برای آگاهی از زمینههای کاری هلدینگ میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید. این شرکت برای مدیریت نیازهای نرمافزاری و سختافزاری هلدینگ شکل گرفته و فروش نرمافزار یا سرویس به خارج از مجموعه ندارد. امنیت شغلی بالا و نگاه بلندمدت از ویژگیهای آن است. حقوق بهطور معمول در سطح بازار است و به صورت معمولی پرداخت میشود. وعدهی ناهار رایگان است و در صورت نیاز تجهیزات، تأمین آن به عهده شرکت است و مشکلی از بابت تأمین مالی وجود ندارد. محل کار در طبقات دوم و سوم برج گلرنگ کنار پارک ساعی است و طراحی آن بسیار حرفهای و شیک است. یکی از بزرگترین معایبش نبود ساختار مشخص در سطح شرکتهای فناوری اطلاعات است که ممکن است در ابتدای کار شما را گیج کند؛ ممکن است در هر هفته چند جلسه برگزار شود. برای افراد با تجربه که میخواهند تجربههایشان را به دیگران منتقل کنند گزینهی نسبتا مناسبی است، اما برای افراد کمتجربه توصیه نمیکنم زیرا یافتن کار در شرکتهای دیگر ممکن است دشوار شود. اینجا الزاما با آخرین فناوریهای حوزه آیتی کار نمیکنند و صرفا به گزینههایی گرایش دارند که نیازشان را برطرف کند. بخشهای مختلف این مجموعه هر کدام با دیدگاهی متفاوت اداره میشوند و نمیتوان یک نظر واحد درباره کل شرکت داشت؛ قبل از تصمیمگیری حتما از طریق لینکدین با افرادی که در بخش مربوط به درخواست شما کار میکنند، مشورت کنید. در مجموع کار در هلدینگ گلرنگ بهعنوان شرکتی با آرزوها و اهداف بلند، تجربهای مثبت است، اما درباره حوزه آیتی باید از شرایط کاری همان بخش اطلاعات کامل دریافت کرد. کل هلدینگ زیر نظر مدیر کل دکتر مهدی فضلی اداره میشود که نسبت به پرسنل زیرمجموعه کمکهای مادی و معنوی زیادی انجام میدهد و کار کردن برای ایشان ارزشمند است.
قبل از ورود به شرکت داتین ساختمان ناهید شرقی از شنیدههایی نسبت به غرور و خودمحوری کارکنان آنجا مطلع بودم، اما انتظار داشتم واحد پشتیبانی هم این فضا را نداشته باشد. با وجود همهی مزایا و بزرگی شرکت، در واحد پشتیبانی احساس حرفهای بودن کمتری دیدم و به نظر میرسید مشکلات مالی اثر مستقیمی روی وضعیت روحی و اعصاب تیم دارد. به نظر میرسد حقوق در قالب یک مذاکره و الگوهای مشخص تعیین نمیشود.
من در شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت با عنوان توسعهدهنده iOS کار میکردم. یکی از نکات مثبت شرکت، سادگی ساختار و روان بودن کارهاست و فضای کاری آن فوقالعاده دوستانه است. علاوه بر این، از جدیدترین فناوریها استفاده میشود و تیم از افراد متخصص و همراهیگر با مدیران همدل برخوردار است.
در این شرکت کوچک و با رویکرد مدیریتی سنتی کار میکردم و تجربهای نسبتا سخت بود. حقوق گاهی تا یکی دو ماه تأخیر داشت و بیمه هم با حداقل سطح ارائه میشد. کار زیادی داشتیم و معمولا بهنوعی با کارهای پروژهای جورواجور درگیر بودیم. با فناوریهای قدیمی و منسوخ کار میکردیم و انتظار پایداری و بهروز بودن نمیرفت. برخورد مدیریت شرکت نیز حرفهای نبود و فاصله زیادی با انتظارهای حرفهای داشت. هیچ مزایای جانبی قابل توجهی ارائه نمیشد.
در این شرکت پنج سال کار کردم و به دلیل تفکیک وظایف مدیرعامل از صاحب شرکت، تصمیمگیریها اغلب طولانی میشد. همچنین نکتهای که وجود داشت این بود که برخی از همکاران با سواد پایین و توانمندی کمتر، به دلیل چاپلوسی نسبت به صاحب شرکت، در جایگاههای کلیدی قرار میگرفتند و نقشهای متعددی را بر عهده میگرفتند.
در این شرکت فضای کار بهگونهای است که حقوق بالا انتظار نمیرود، اما محیط کار نسبتا مناسبی دارد و فشار روی پروژهها وجود ندارد. برای مطالعه فرصت کافی دارید و ساعات کار ثابت نیستند، با این حال در مورد مرخصی و انجام کارهای شخصی با شما کنار میآیند. برای افراد کارآموز و تازهکار، جای مناسبی به نظر میرسد.
شب تجربهای از طرف من بود که بهخاطر مشکلات داخلی شرکت احساس میکردم به هیچوجه فضای مناسبی برای کار نیست؛ در نگاه من، تمرکز اصلی شرکت تنها روی منافع خودشان است.
مدتهایی از بهترین روزهای عمرم در این شرکت گذشت اما واقعا به هدر رفت؛ نبود فرصت برای رشد و یادگیری چیزی جز یکنواختی نبود. حقوق کارکنان معمولی واقعا پایین است و تنها میانگین رو مدیران بالا میکشند. من همواره فکر میکردم اگر این سالها را در مسیر درست هزینه میکردم، اکنون به مراتب توانایی بهتری کسب میکردم. واقعا این مدت میتوانست با موفقیت همراه باشد.
در یک شرکت تازه تجربه کردم که مدیرش به نظر من بیتوجه و بیکفایت میآمد. او نحوه برخوردم با همکاران را نمیفهمید و برای برنامهنویسها ارزش قائل نبود. تصورش این بود که یک برنامهنویس مانند چیزی است که به راحتی میشود ریختنش دور، بدون در نظر گرفتن پشتکار و تلاش تیم.
در این شرکت تجربهی کاریام کنار گذاشته شد تا به من تعهد دهد که سه سال در هیچ شرکت گردشگری کار نکنم، اما پس از مدتی فشار آوردند و تعهد پنجساله امضا کردم. هیچ نقطهی رشد و پیشرفتی در اینجا وجود ندارد و تنها نکتهی مثبت، مدیر فنی است که فردی باتجربه و آشنا به فناوریهای روز است. حقوق پایین است و اضافهکاری و مزایا هم با حداقل دستمزد وزارت کار محاسبه میشود. برنامهی آموزشی یا تفریحی برای تیم برنامهنویسی وجود ندارد.
شرکت مو تن رو به عنوان یک محیط کار نسبتا خوب و تازهتأسیس به من برخورد کرد؛ فضای کار دوستانه و صمیمی بود و بودن در کنار تیمی خوب احساس امنیت میداد. برای نقشهای برنامهنویسی بکاند واقعا پیشنهاد میکنم تجربهاش را امتحان کنید، اما درباره سایر موقعیتها مطمئن نبودم.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
بیشتر از هر چیز، محیط کار ایران تلنت پر از هیجانهای منفی بود و به طور مداوم بیثباتی حاکم بود. از زمانی که شرکت از sister company به gulf talent پیوست، اوضاع به شدت دگرگون شد و فضای کار به شکل جهادی و بیثبات پیش رفت. ارتباط با خارج از شرکت عمدتا از طریق لینکدین انجام میشود و رویکرد روابط عمومی تنها با این کانالها شکل میگیرد. جو شرکت پر از حاشیه بود و خیلی زود با تبدیل سابقهی کاری افراد، آنان را اخراج میکردند تا اطلاعات داخلی محفوظ بماند؛ در طول سالها تنها یک نفر با سابقهی طولانی در مجموعه باقی مانده است. حقوق بالاست اما برخی از سمتها به افراد بیتجربه و چاپلوس واگذار میشد تا نیازهای داخلی را سریعتر پوشش دهند. برخورد مدیران و همکاران تمایل به خودشیفته بودن و استفاده از شوخیهای بیمورد داشت و بیشتر وقتها علاقهی شدیدی به مصاحبههای پیوسته وجود داشت. جلسات طولانی همواره به تعریف و تمجید از مدیرعامل و همدستانش اختصاص داده میشد.
من تجربه همکاری بلندمدتی رو در چارگون داشتم نظرات دیگه رو که خوندم دلم گرفت قبول میکنم که مثل هر شرکتی بدیهای خودش رو داره ولی انقدر هم سیاه و تاریک نیست و خوبیهاش هم کم نیستن. توی چارگون فضا بسیار صمیمی و دوستانه است و در اصل همکاران و تیمت به خانواده دومت تبدیل میشن. فضایی هست که اگر به دنبال رشد باشی، شاید نه خیلی راحت ولی اگر تلاش کنی میتونی فضای رشد خودت رو پیدا کنی و حمایت هم از همکاران و مدیرانت داشته باشی. رنج حقوقی به نسبت سایر شرکتهای هم صنف پایین هست اما مزایای خودش رو هم داره، مثل امنیت شغلی، مثل فضای رشد، مثل مزایای رفاهی، فضای دوستانه، ساعت کار شناور متناسب با شغلها مختلف. تعاونی کارکنان و وامهای مختلفی که میشه دریافت کرد. اونجا کار خیلی زیاده و تمومی نداره، گاهی تعادل کار و زندگی به اجبار با توجه به شرایط به هم میریزه، اما اینکه این شرایط همیشگی و دائم نباشه تا حد زیادیش دست خود افراد هست و میتونن توش تغییر ایجاد کنن. به رشد و آموزش و دانش کارشناسان حوزههای مختلف بها داده میشه، شاید برای برخی مشاغل کافی نباشه، ولی قطعا بیشتر از خیلی از شرکتهای دیگه هست. در حال تغییر تکنولوژی و به سمت استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا رفتن داره قدم برمیداره، با توجه به بزرگی شرکت، تیمها و نرمافزارها پیچیدگیهای خودش رو داره و زمان میبره، برای مثال همسو کردن مشتریان از نظر شرایط سختافزاری و نرمافزاری، همسو کردن دانش کارشناسانی که باید این تغییر و محقق کنن، و ... اما در کل داره قدمهای محکمی رو در این سمت برمیداره. نکته دیگه هم اینکه شرکت دانشبنیان هست و آقایونی که سربازی نرفتن میتونن از این مزیت برای امریه گرفتن یا پروژههای بنیاد ملی نخبگان استفاده کنن. در کل در کنار تمام نقاط ضعف و قوتی که داره با توجه به شرایط شما میتونه انتخاب خوبی برای شما باشه یا نباشه، بستگی داره به دنبال شغل بلندمدت و رشد هستین، یا دارین به درآمد مقطعی فکر میکنید، فضا و محیط کاری چقدر براتون اهمیت داره و ... مثل هر شرکت دیگهای میتونه برای خیلیها فصای مناسبی باشه و برای خیلیهای دیگه نه، مثل هر جامعه بزرگ دیگری افراد خوب و بد توش وجود دارن و ممکنه همکاران فوقالعاده خوبی رو در کنارتون داشته باشید، یا همکارانی که شما باهاشون مشکلاتی رو تجربه کنید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. پ.ن: سال تاسیس شرکت ذکر نشده بود که سال تاسیس ۱۳۷۷ هست.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
من تجربهای از همکاری با تحفه دارم که توضیحش را با نگاهی واقعبینانه و دقیق مینویسم. در حوزه مدیریت کار میکردم و سازمان با چالشهای زیادی روبهرو بود. طی سالهایی که اینجا بودم، به نظر رسید بیشترین مشکل از شیوهی تفکر و نگرش مدیرعامل ناشی میشود. مدیرعامل سابقهی مدیریتی قابل توجهی نداشت و به مرور زمان به این جایگاه رسید. اطرافیان و مشاوران او اغلب از وی تعریف میکردند و به اشتباهاتش کمترین توجه را میکردند. اکنون هم تغییرات گستردهای اعمال شده و ساختارها به طور مکرر بازبهسازی میشوند تا مشکلات را حل کنند؛ غافل از اینکه منبع اصلی مشکلات خود آنها هستند. نرخ خروج از سازمان بهشدت بالا است و میانگین مدت ماندگاری کمتر از شش ماه است. از نظر پرداخت حقوق، روال منظم و نسبتا مطلوب است و در قیاس با شرکتهای دیگر وضعیت مناسبتری دارد. به جز مطالبه حقوق، مزایای قانونی دیگری چندان وجود ندارد. بدنهی سازمان جوان است که این نکته به نظر من مثبت مینماید. دسترسی به مترو و اتوبوس شرکت خوب است و خارج از طرح در نظر گرفته میشود. از جهت بروکراسی، وضع مناسب است و اکثر فرآیندها از طریق نرمافزار و ایمیل انجام میشود. در پایان من یکی از مدیران میانی سازمان بودم.
بیان تجربه من این است که حقوقها همچنان نامنظم و پایین هستند و بیشتر به نظر میرسد تحت نظر وزارت کار باشد. پرداختها به طور مکرر با تاخیر روبهروست و وعدههای دادهشده مبنی بر پرداخت در همان روز یا حداکثر تا چهار تا پنج ماه، اغلب تحقق نمییابد و ممکن است یک ماه طول بکشد تا واریز انجام شود. خیلی از همکاران یا از شرکت رفتند یا تغییر وضعیت یافتهاند و گاهی از جابهجاییها بیثباتی مشاهده میشود. احترام به نیروهای باکیفیت وجود ندارد و بینظمی در کار جاری است. من این شرکت را توصیه نمیکنم زیرا به وقت و زمان من آسیب زده است.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
این تجربه را بازنویسی میکنم تا گفتار طبیعی و روانی پیدا کند، با حفظ معنا و احساس اصلی: وقتی از ابزار الکترونیک آبنوس استفاده میکردم، متوجه شدم قیمتهای پیشنهادی شرکت در مناقصهها بسیار بالا بود و این روند باعث میشد حقوق کارکنان با تاخیر پرداخت شود. شرکت وقتی در مناقصهها پیروز میشد، به عنوان افتخار این را مطرح میکرد که سابقه کار در پروژههای بزرگ دارد. در نتیجه این رفتار قیمتگذاری، پرداختهای منظم حقوق هم دچار تاخیر میشد و بارها پیگیری میکردیم تا بخش مابهالتفاوت حقوق را دریافت کنیم یا به نحوی دیگر پولها جابهجا میشد. برای نمونه، بعضی مواقع در لیست بیمه هم مشکلاتی وجود داشت و پس از گذشت مدت طولانی—مثلا پس از چند ماه—حقوق کارمندان مربوط به پروژههایی که شرکت اخیرا کار میکرد، پرداخت نمیشد. نحوه برخورد با تضمینها هم به گونهای بود که سفتهای به عنوان تنها رسید ارائه میشد و در قرارداد به آن اشارهای نمیشد. این موضوع تا بیش از چهار ماه پس از پایان قرارداد من همچنان ادامه داشت. همچنین بارها شاهد بودیم که سفته یا دیگر تاخیرها به صورت فشار یا با تأخیرهای مکرر اعمال میشد.
در این شرکت هیچ سرمایهگذاری وجود ندارد و تصمیمات به شکل بزرگنمایی و با رویکردهای بلندپروازانه گرفته میشود. پرداختهای بیمه الزامی بهموقع انجام نمیشود و حقوق هم خیلی بهوقت پرداخت نمیشود. مسیر رشد شغلی مشخصی وجود ندارد و در صورت لزوم، جایگزینی سریع جایگزین شما میشود. تجربه مدیریتی کافی نبود و ترجیحا توصیه میشود به یک شرکت بزرگ پیوسته یا کسبوکار خودتان را راهاندازی کنید.
شرکت گلرنگ سیستم یکی از بخشهای گروه صنعتی گلرنگ است و حدود پنجاه نفر از کارکنان را در خود جای میدهد؛ این مجموعه بهنوعی بزرگترین هلدینگ خصوصی ایران به شمار میرود و برای آگاهی از زمینههای کاری هلدینگ میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید. این شرکت برای مدیریت نیازهای نرمافزاری و سختافزاری هلدینگ شکل گرفته و فروش نرمافزار یا سرویس به خارج از مجموعه ندارد. امنیت شغلی بالا و نگاه بلندمدت از ویژگیهای آن است. حقوق بهطور معمول در سطح بازار است و به صورت معمولی پرداخت میشود. وعدهی ناهار رایگان است و در صورت نیاز تجهیزات، تأمین آن به عهده شرکت است و مشکلی از بابت تأمین مالی وجود ندارد. محل کار در طبقات دوم و سوم برج گلرنگ کنار پارک ساعی است و طراحی آن بسیار حرفهای و شیک است. یکی از بزرگترین معایبش نبود ساختار مشخص در سطح شرکتهای فناوری اطلاعات است که ممکن است در ابتدای کار شما را گیج کند؛ ممکن است در هر هفته چند جلسه برگزار شود. برای افراد با تجربه که میخواهند تجربههایشان را به دیگران منتقل کنند گزینهی نسبتا مناسبی است، اما برای افراد کمتجربه توصیه نمیکنم زیرا یافتن کار در شرکتهای دیگر ممکن است دشوار شود. اینجا الزاما با آخرین فناوریهای حوزه آیتی کار نمیکنند و صرفا به گزینههایی گرایش دارند که نیازشان را برطرف کند. بخشهای مختلف این مجموعه هر کدام با دیدگاهی متفاوت اداره میشوند و نمیتوان یک نظر واحد درباره کل شرکت داشت؛ قبل از تصمیمگیری حتما از طریق لینکدین با افرادی که در بخش مربوط به درخواست شما کار میکنند، مشورت کنید. در مجموع کار در هلدینگ گلرنگ بهعنوان شرکتی با آرزوها و اهداف بلند، تجربهای مثبت است، اما درباره حوزه آیتی باید از شرایط کاری همان بخش اطلاعات کامل دریافت کرد. کل هلدینگ زیر نظر مدیر کل دکتر مهدی فضلی اداره میشود که نسبت به پرسنل زیرمجموعه کمکهای مادی و معنوی زیادی انجام میدهد و کار کردن برای ایشان ارزشمند است.
قبل از ورود به شرکت داتین ساختمان ناهید شرقی از شنیدههایی نسبت به غرور و خودمحوری کارکنان آنجا مطلع بودم، اما انتظار داشتم واحد پشتیبانی هم این فضا را نداشته باشد. با وجود همهی مزایا و بزرگی شرکت، در واحد پشتیبانی احساس حرفهای بودن کمتری دیدم و به نظر میرسید مشکلات مالی اثر مستقیمی روی وضعیت روحی و اعصاب تیم دارد. به نظر میرسد حقوق در قالب یک مذاکره و الگوهای مشخص تعیین نمیشود.
من در شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت با عنوان توسعهدهنده iOS کار میکردم. یکی از نکات مثبت شرکت، سادگی ساختار و روان بودن کارهاست و فضای کاری آن فوقالعاده دوستانه است. علاوه بر این، از جدیدترین فناوریها استفاده میشود و تیم از افراد متخصص و همراهیگر با مدیران همدل برخوردار است.
در این شرکت کوچک و با رویکرد مدیریتی سنتی کار میکردم و تجربهای نسبتا سخت بود. حقوق گاهی تا یکی دو ماه تأخیر داشت و بیمه هم با حداقل سطح ارائه میشد. کار زیادی داشتیم و معمولا بهنوعی با کارهای پروژهای جورواجور درگیر بودیم. با فناوریهای قدیمی و منسوخ کار میکردیم و انتظار پایداری و بهروز بودن نمیرفت. برخورد مدیریت شرکت نیز حرفهای نبود و فاصله زیادی با انتظارهای حرفهای داشت. هیچ مزایای جانبی قابل توجهی ارائه نمیشد.
در این شرکت پنج سال کار کردم و به دلیل تفکیک وظایف مدیرعامل از صاحب شرکت، تصمیمگیریها اغلب طولانی میشد. همچنین نکتهای که وجود داشت این بود که برخی از همکاران با سواد پایین و توانمندی کمتر، به دلیل چاپلوسی نسبت به صاحب شرکت، در جایگاههای کلیدی قرار میگرفتند و نقشهای متعددی را بر عهده میگرفتند.
در این شرکت فضای کار بهگونهای است که حقوق بالا انتظار نمیرود، اما محیط کار نسبتا مناسبی دارد و فشار روی پروژهها وجود ندارد. برای مطالعه فرصت کافی دارید و ساعات کار ثابت نیستند، با این حال در مورد مرخصی و انجام کارهای شخصی با شما کنار میآیند. برای افراد کارآموز و تازهکار، جای مناسبی به نظر میرسد.
شب تجربهای از طرف من بود که بهخاطر مشکلات داخلی شرکت احساس میکردم به هیچوجه فضای مناسبی برای کار نیست؛ در نگاه من، تمرکز اصلی شرکت تنها روی منافع خودشان است.
مدتهایی از بهترین روزهای عمرم در این شرکت گذشت اما واقعا به هدر رفت؛ نبود فرصت برای رشد و یادگیری چیزی جز یکنواختی نبود. حقوق کارکنان معمولی واقعا پایین است و تنها میانگین رو مدیران بالا میکشند. من همواره فکر میکردم اگر این سالها را در مسیر درست هزینه میکردم، اکنون به مراتب توانایی بهتری کسب میکردم. واقعا این مدت میتوانست با موفقیت همراه باشد.
در یک شرکت تازه تجربه کردم که مدیرش به نظر من بیتوجه و بیکفایت میآمد. او نحوه برخوردم با همکاران را نمیفهمید و برای برنامهنویسها ارزش قائل نبود. تصورش این بود که یک برنامهنویس مانند چیزی است که به راحتی میشود ریختنش دور، بدون در نظر گرفتن پشتکار و تلاش تیم.
در این شرکت تجربهی کاریام کنار گذاشته شد تا به من تعهد دهد که سه سال در هیچ شرکت گردشگری کار نکنم، اما پس از مدتی فشار آوردند و تعهد پنجساله امضا کردم. هیچ نقطهی رشد و پیشرفتی در اینجا وجود ندارد و تنها نکتهی مثبت، مدیر فنی است که فردی باتجربه و آشنا به فناوریهای روز است. حقوق پایین است و اضافهکاری و مزایا هم با حداقل دستمزد وزارت کار محاسبه میشود. برنامهی آموزشی یا تفریحی برای تیم برنامهنویسی وجود ندارد.
شرکت مو تن رو به عنوان یک محیط کار نسبتا خوب و تازهتأسیس به من برخورد کرد؛ فضای کار دوستانه و صمیمی بود و بودن در کنار تیمی خوب احساس امنیت میداد. برای نقشهای برنامهنویسی بکاند واقعا پیشنهاد میکنم تجربهاش را امتحان کنید، اما درباره سایر موقعیتها مطمئن نبودم.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
بیشتر از هر چیز، محیط کار ایران تلنت پر از هیجانهای منفی بود و به طور مداوم بیثباتی حاکم بود. از زمانی که شرکت از sister company به gulf talent پیوست، اوضاع به شدت دگرگون شد و فضای کار به شکل جهادی و بیثبات پیش رفت. ارتباط با خارج از شرکت عمدتا از طریق لینکدین انجام میشود و رویکرد روابط عمومی تنها با این کانالها شکل میگیرد. جو شرکت پر از حاشیه بود و خیلی زود با تبدیل سابقهی کاری افراد، آنان را اخراج میکردند تا اطلاعات داخلی محفوظ بماند؛ در طول سالها تنها یک نفر با سابقهی طولانی در مجموعه باقی مانده است. حقوق بالاست اما برخی از سمتها به افراد بیتجربه و چاپلوس واگذار میشد تا نیازهای داخلی را سریعتر پوشش دهند. برخورد مدیران و همکاران تمایل به خودشیفته بودن و استفاده از شوخیهای بیمورد داشت و بیشتر وقتها علاقهی شدیدی به مصاحبههای پیوسته وجود داشت. جلسات طولانی همواره به تعریف و تمجید از مدیرعامل و همدستانش اختصاص داده میشد.
من تجربه همکاری بلندمدتی رو در چارگون داشتم نظرات دیگه رو که خوندم دلم گرفت قبول میکنم که مثل هر شرکتی بدیهای خودش رو داره ولی انقدر هم سیاه و تاریک نیست و خوبیهاش هم کم نیستن. توی چارگون فضا بسیار صمیمی و دوستانه است و در اصل همکاران و تیمت به خانواده دومت تبدیل میشن. فضایی هست که اگر به دنبال رشد باشی، شاید نه خیلی راحت ولی اگر تلاش کنی میتونی فضای رشد خودت رو پیدا کنی و حمایت هم از همکاران و مدیرانت داشته باشی. رنج حقوقی به نسبت سایر شرکتهای هم صنف پایین هست اما مزایای خودش رو هم داره، مثل امنیت شغلی، مثل فضای رشد، مثل مزایای رفاهی، فضای دوستانه، ساعت کار شناور متناسب با شغلها مختلف. تعاونی کارکنان و وامهای مختلفی که میشه دریافت کرد. اونجا کار خیلی زیاده و تمومی نداره، گاهی تعادل کار و زندگی به اجبار با توجه به شرایط به هم میریزه، اما اینکه این شرایط همیشگی و دائم نباشه تا حد زیادیش دست خود افراد هست و میتونن توش تغییر ایجاد کنن. به رشد و آموزش و دانش کارشناسان حوزههای مختلف بها داده میشه، شاید برای برخی مشاغل کافی نباشه، ولی قطعا بیشتر از خیلی از شرکتهای دیگه هست. در حال تغییر تکنولوژی و به سمت استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا رفتن داره قدم برمیداره، با توجه به بزرگی شرکت، تیمها و نرمافزارها پیچیدگیهای خودش رو داره و زمان میبره، برای مثال همسو کردن مشتریان از نظر شرایط سختافزاری و نرمافزاری، همسو کردن دانش کارشناسانی که باید این تغییر و محقق کنن، و ... اما در کل داره قدمهای محکمی رو در این سمت برمیداره. نکته دیگه هم اینکه شرکت دانشبنیان هست و آقایونی که سربازی نرفتن میتونن از این مزیت برای امریه گرفتن یا پروژههای بنیاد ملی نخبگان استفاده کنن. در کل در کنار تمام نقاط ضعف و قوتی که داره با توجه به شرایط شما میتونه انتخاب خوبی برای شما باشه یا نباشه، بستگی داره به دنبال شغل بلندمدت و رشد هستین، یا دارین به درآمد مقطعی فکر میکنید، فضا و محیط کاری چقدر براتون اهمیت داره و ... مثل هر شرکت دیگهای میتونه برای خیلیها فصای مناسبی باشه و برای خیلیهای دیگه نه، مثل هر جامعه بزرگ دیگری افراد خوب و بد توش وجود دارن و ممکنه همکاران فوقالعاده خوبی رو در کنارتون داشته باشید، یا همکارانی که شما باهاشون مشکلاتی رو تجربه کنید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. پ.ن: سال تاسیس شرکت ذکر نشده بود که سال تاسیس ۱۳۷۷ هست.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
من تجربهای از همکاری با تحفه دارم که توضیحش را با نگاهی واقعبینانه و دقیق مینویسم. در حوزه مدیریت کار میکردم و سازمان با چالشهای زیادی روبهرو بود. طی سالهایی که اینجا بودم، به نظر رسید بیشترین مشکل از شیوهی تفکر و نگرش مدیرعامل ناشی میشود. مدیرعامل سابقهی مدیریتی قابل توجهی نداشت و به مرور زمان به این جایگاه رسید. اطرافیان و مشاوران او اغلب از وی تعریف میکردند و به اشتباهاتش کمترین توجه را میکردند. اکنون هم تغییرات گستردهای اعمال شده و ساختارها به طور مکرر بازبهسازی میشوند تا مشکلات را حل کنند؛ غافل از اینکه منبع اصلی مشکلات خود آنها هستند. نرخ خروج از سازمان بهشدت بالا است و میانگین مدت ماندگاری کمتر از شش ماه است. از نظر پرداخت حقوق، روال منظم و نسبتا مطلوب است و در قیاس با شرکتهای دیگر وضعیت مناسبتری دارد. به جز مطالبه حقوق، مزایای قانونی دیگری چندان وجود ندارد. بدنهی سازمان جوان است که این نکته به نظر من مثبت مینماید. دسترسی به مترو و اتوبوس شرکت خوب است و خارج از طرح در نظر گرفته میشود. از جهت بروکراسی، وضع مناسب است و اکثر فرآیندها از طریق نرمافزار و ایمیل انجام میشود. در پایان من یکی از مدیران میانی سازمان بودم.
بیان تجربه من این است که حقوقها همچنان نامنظم و پایین هستند و بیشتر به نظر میرسد تحت نظر وزارت کار باشد. پرداختها به طور مکرر با تاخیر روبهروست و وعدههای دادهشده مبنی بر پرداخت در همان روز یا حداکثر تا چهار تا پنج ماه، اغلب تحقق نمییابد و ممکن است یک ماه طول بکشد تا واریز انجام شود. خیلی از همکاران یا از شرکت رفتند یا تغییر وضعیت یافتهاند و گاهی از جابهجاییها بیثباتی مشاهده میشود. احترام به نیروهای باکیفیت وجود ندارد و بینظمی در کار جاری است. من این شرکت را توصیه نمیکنم زیرا به وقت و زمان من آسیب زده است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.