خیلیها میگن که مدیریت این شرکت به شکل چشمگیری ناکارآمد و سطحی است و این ضعف از ردههای بالا تا پایین به همه منتقل میشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک محیط کاری پرتنش تجربهای داشتم که نشان میداد سرمایه انسانی شرکت به عنوان دارایی اصلی در نظر گرفته نمیشود. درخواستهای کاری فراتر از توان فردی بود و با رفتارهای نامناسب مدیریت همراه میشد. گاهی شخصیت کارکنان از سوی مدیریت تخریب میشد و همکاران به دلیل دخالت در امور غیرمحوله و پروژههای شخصی مدیران مجبور به ورود میشدند. درخواست انجام کارهایی فراتر از چارچوب تعریفشده نیز شنیده میشد و نیروی کار به شکل کارگر ساده به کار گرفته میشد. در تامین نیازهای اداری و نیروی انسانی ضعف وجود داشت و جلسات معمولا خروجی مشخصی نداشتند. امنیت شغلی پایین بود و ارتقای شغلی یا پیشرفت حرفهای دیده نمیشد. گلایههای مربوط به افت بهرهوری بهطور غیرمستدل به نسبت به کارمندان منتقل میشد و گاه کارهای منطقهای یا خانوادگی در سطوح بالاتر سازمان ایجاد میشد. افزایش فشار برای سرعت بخشیدن به کارها بیش از توان فردی بود و کارهای روزانه بهطور غیرمنصفانهای از طریق تماشای(seconds) کوتاه مدت دوربینها ارزیابی میشد و این مجموعه به جای بررسی کلی ساعات اداری، به نتیجهگیری میانجامید. حقوق بهصورت سالیانه کاهش یا حداقل افزایش مییافت و نسبت به حقوق کارمندان در مرخصی، وام شرکتی یا تنخواههای موردنیاز احترام کمتری رعایت میشد. بیثباتی و چندگانگی در شیوههای مدیریتی، هماهنگیها و تصمیمگیریها را سخت میکرد.
با وجود تمام فراز و نشیبها، من به عنوان یک برنامهنویس تجربهای پربار از موفقیت و یادگیری داشتم
برای من تجربهای بود که با افزایش فشار و بیثباتی مواجه شدم؛ حقوق به موقع پرداخت نمیشود و این موضوع بار روانی زیادی ایجاد میکرد. رفتار مدیران شرکت نسبت به کارکنان مناسب نبود و از طریق تصمیمهای گاه و بیربط آنها گاهی از تجربههای همکاران سوءاستفاده میشد. به جای احترام به تجربههای کارکنان برای بهبود وضعیت، گاهی همان تجربههای قبلی دوباره به عنوان الگوی کار اجرایی میشد. شرایط کاری نامتعادل و فشار کاری غیرمنطقی از نقاط اصلی دردناک بود و به عدم رسیدگی به پیشنهادهای من و همکاران برای ارتقا سطح کاری منجر میشد.
در این شرکت وضع مدیریتی به قدری نابسامان است که برای کارکنان، هیچ وعده مثبتی وجود ندارد و آینده روشن به نظر نمیرسد.
باورم نمیشود چقدر چیز یاد گرفتم، از کارآموزی شروع کردم و اکنون به دستاوردهای زیادی رسیدهام و به مبلغ حقوقی که مد نظر داشتم رسیدم.
در شرکت ایدههای هوشمند هرمس شریف همیشه فضای کار دوستانه و پرجنبوجوش بود؛ کارمند جوانی با انرژی بالا همواره حضور داشت و هیچگاه یکنواختی یا تکرار روزمرگی حس نمیشد.
در یک شرکت دانمارکی با نام لین لینکینگ کار میکنم و تجربهام از آنجا را به شکل صادقانه و با لحن طبیعی بازگو میکنم، با این هدف که واقعیتها حفظ شوند اما بیان تازهای داشته باشند. دفتر اصلی شرکت در یکی از روستاهای دانمارک واقع است و نیروهای ایرانی بهدلیل هزینههای کمتر استخدام میشوند. کارکنان ایرانی از راه دور در اصفهان و در محیط کار اشتراکی مشغول به کار هستند و حقوق شرکت در بازهای حدود سه تا چهار میلیون تومان است. نکات مثبت: - در گفتوگوهای روزمره از زبان انگلیسی استفاده میشود. - شرکت برای ناهار تا سقف بیست و پنج هزار تومان هزینه میکند. نکات منفی: - فضای کاری تا حدود زیادی تداعیکننده جو منفی، با خبرچینی، پشتپا زدن به دیگران و حسادت است. - مدیریت بیثبات و شرایط شغلی نامطمئن: هر گونه مخالفت با کادر مدیریتی ممکن است به اخراج منجر شود. در سال هزار و نود وهفت از بین پنج برنامهنویس سه نفر اخراج شدند و تیم مارکتینگ هم به طور کامل استعفا داد. - فناوریهای استفادهشده در شرکت قدیمی و تا حد زیادی کاربردی نیستند. - فرهنگی که به نقد گشوده نیست و انعطاف کمی دارد. - سطح فنی مدیریت پایین است و برای هدایت پروژهها دانش کافی وجود ندارد؛ استفاده از روشهای غیرمتداول و منسوخ در برخی موارد اجباری میباشد. - پروژه شرکت بدون ساختار است و به صورت کدی شبیه spaghetti عمل میکند؛ کار در این پروژه برای من پر استرس و طاقتفرسا بود. - قراردادها به صورت ساعتی تنظیم میشود و تعطیلات یا مرخصی در نظر گرفته نمیشود.
شرکت داده پردازی خوارزمی را تجربه کردم. محیط کار مانند بسیاری از شرکتهای متوسط ایرانی است و اگر حواسمان نبود، حاشیهها ممکن بود آرامش کار را به هم بزند. این شرکت از سهامداران بانک صادرات است و برخی همکاران آنجا ممکن است ارتباط یا سفارش خاصی داشته باشند. بههمان اندازه که رزومه و تخصص من را میسنجیدند، شرایط کار برای کسی که بهطور مستقیم با واحدها آشنا نیست دشوار بود و این موضوع بهشدت به خود فرد بستگی داشت. در عین حال اگر فردی انعطافپذیر باشد و کنجکاوی خاصی به امور دیگران نداشته باشد، کار در خوارزمی میتواند تجربهای جالب باشد. یادم میآید دورهای وجود داشت که حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد، اما حالا دیگر چنین چیزی را بهچشم ندیدم. مدیریت شرکت را مدیران ارشد بازنشستهای از بانک صادرات بر عهده داشتند.
اگه به شغلتون خیلی علاقه ندارید و یا دنبال کار راحت هستید، به دردتون نمیخوره. اگه میخواهید دو شغله باشید و در کنار کار روی پروژه های شخصی هم کار کنید، همکاران سیستم رو به شما توصیه نمیکنم. اما، اگه خودتون رو آدم متعهدی میدونید و مطمئنید که میتونید با علاقه ساعات قابل توجه و مفیدی رو به کار اختصاص بدید، مطمئنا محیط مناسبی در همکاران سیستم منتظر شماست و میتونید اونجا پیشرفت کنید. معمولا در همکاران سیستم با آدمهایی با انگیزه ، سالم و مدیرانی با ارزش و در محیطی کم حاشیه همکار خواهید بود. برای این افراد کار کردن توی همکاران سیستم خیلی سخته و بعیده: آدمهایی که اهل گلایه کردن هستن. آدمهایی که زود از کوره در میرن. آدمهایی که از همه لحاظ با تیمشون همراه نباشن. آدمهایی که نسبت به کارشون کم علاقه هستن
دنبال کار با میلیاردرهای سرسخت نیستم؛ اینجا همان جایی بود که تصمیم گرفتم از تجربهام بنویسم و به خودم یادآوری کنم چه برداشت تلخی از شرکت آسو داشتم. کار کردن در این مجموعه را بهقدری بیثبات و بیانگیزه دیدم که هر ماه تغییر افراد به یک روال تبدیل شده بود. آنها فقط با دروغ و وعدههای بیپایان پیش میروند و برایشان ارزش واقعی کارمند معنا ندارد؛ هدفشان این است که فرد ه چند مدت با انگیزه کار کند، وقتی بفهمد چه گوهری از دست رفته، فرار میکند و نفر بعدی جای او را میگیرد. حقوقها هر ماه با ترس و نگرانی پرداخت میشد و مشخص نبود کی واریز میشود؛ در نبودن پرداخت منظم، مشکلات زیادی با اداره کار پیش میآمد. مدیریت هم جوان و بیتجربه بود و این موضوع به رشد شرکت ضربه میزد؛ هرگز فرصتی برای آموزش و یادگیری وجود نداشت. نه صبحانه بود، نه ناهار؛ حتی همین چای را هم با زور میدادند. فضای تفریحی وجود نداشت، اتاق بازی نبود، جشن سادهای هم برگزار نمیشد. در کل خیلی بیشتر از کار و بیحقوقی چیزی از آنجا دستگیرم نمیشد؛ همه بهطور مشترک از وضع موجود ناراضی بودند و با فشار کار میکردند. در یک کلام، بهدنبال کارمندانی مفت بودند که فقط کار را به جلو ببرند.
در جایی کار میکردم که فضای کار به شدت آشوبی بود و حقوقها با تاخیرهای چندماهه پرداخت میشد.
به مدت بیش از یک سال با تیم محترم بالوین در پروژههای وب همکاری کردم و به عنوان توسعهدهنده وب فعالیت داشتم.
دادسان یکی از محیطهای کاری بود که تجربهاش را خیلی دوست داشتم. مدیران با همدلی و همراهی با کارکنان کار میکردند و فضا هم شاد و صمیمی بود، بهطوری که بهرهوری به شکل عجیبی بالا میرفت و از شنبهها کسی زیر بار رفتن به محل کار احساس ترس نمیکرد.
با تجربهای پسیو شروع کردم، درگیر کارهای زیر بودم: دتای پسیو شبکه، نصب لینک و دوربین، و کابلکشی.
به عنوان کارمند مرکز تماس در یک محیط پر انرژی استارتاپی کار میکردم که هر روز با فشردگی بالای کاری و سروصدای زیاد روبهرو بودم. فضای کار برای هر کارمند بیش از حد کوچک بود و حریم شخصی معنی چندانی نداشت. با وجود جوانی و جو شاد اولیه، حقوق دریافتی به هیچ وجه با انتظارهایم همخوانی ندارد.
نگرانیهای اصلی را در کار با پرنیان پردازش پارس تجربه کردم؛ فشار کاری بالا، بیتوجهی به نیازهای پروژه و بروز بحثهای غیرسازنده بین افراد، بهعلاوه نبود هماهنگی مناسب میان تیمها از جمله نکات منفیای بود که شنیده میشد و در نهایت احساس میکردم از هم پاشیدهام.
بهعنوان کارشناس پشتیبانی فنی، از نزدیک دو ماهی میشود که در هلدینگ عصر فرا ارتباط فعالیت میکنم و مسئولیت شیفت عصر را بر عهده دارم. از همان نخستین روز مصاحبه با اعتماد به محیط حرفهای شرکت متوجه شدم جای خوبی برای کار است و واقعا فضایی مناسب برای رشد و یادگیری فراهم شده است. به قوت خاطر دارم از مدیرعامل شرکت تشکر کنم که فرصت آغاز کار را به من داد و از همکارانم هم تشکر میکنم که از روز اول با گرمی و حسن برخوردشان محیط کار را برایم آرام و بدون استرس کردهاند. همواره از همکارانم قدردانی میکنم که تحمل و همراهیشان استرس روز اول را از بین میبرد و در کنار هم کار گروهی را همواره بهجایی رساندهایم. در این شرکت فضای رقابتی سالم وجود دارد و با وجود چالشهای هیجانانگیز، همواره احساس میکنم کارها مطابق میل و انتظار پیش میرود. همچنین جایگاه ایدههای نو و کارهای داوطلبانه بهطور اصولی حمایت میشود و این رویکرد انگیزهبخش است. در کل با وجود جو مثبت و همکاری دلپذیر، همچنان حس میکنم جایگاه من در تیم رو به بهبود است و از هر فرصتی برای یادگیری و رشد استقبال میشود.
در ابتدا فکر میکنم که طراحی و برنامهی شرکت و اپلیکیشنش واقعا خوبه، هرچند در منطقه من هنوز فرصتهای ارجاع کمی وجود داشت. با این وجود تونستم در حین انجام وظایفم چند کار رو از طریق تیپ چین به انجام برسونم.
میخواهم بگویم که از نظر من شرایط شرکت چندان مطلوب نبود و کارفرما به دغدغههای من پاسخ نمیداد. به جای تلاش برای رفع مشکلات، شاهد بیتفاوتی بودم و احساس میکردم که پافشاری خاصی برای بهبود وضعیت وجود ندارد. تجربیاتی که داشتم در برابر کمبود انگیزه برای بهبود اوضاع، ناامید کننده بود. بهطور خلاصه، جا برای پیشرفت احساس نمیشد و عزم تیم هم برای رفع نقایص کم بود.
خیلیها میگن که مدیریت این شرکت به شکل چشمگیری ناکارآمد و سطحی است و این ضعف از ردههای بالا تا پایین به همه منتقل میشه.
در یک محیط کاری پرتنش تجربهای داشتم که نشان میداد سرمایه انسانی شرکت به عنوان دارایی اصلی در نظر گرفته نمیشود. درخواستهای کاری فراتر از توان فردی بود و با رفتارهای نامناسب مدیریت همراه میشد. گاهی شخصیت کارکنان از سوی مدیریت تخریب میشد و همکاران به دلیل دخالت در امور غیرمحوله و پروژههای شخصی مدیران مجبور به ورود میشدند. درخواست انجام کارهایی فراتر از چارچوب تعریفشده نیز شنیده میشد و نیروی کار به شکل کارگر ساده به کار گرفته میشد. در تامین نیازهای اداری و نیروی انسانی ضعف وجود داشت و جلسات معمولا خروجی مشخصی نداشتند. امنیت شغلی پایین بود و ارتقای شغلی یا پیشرفت حرفهای دیده نمیشد. گلایههای مربوط به افت بهرهوری بهطور غیرمستدل به نسبت به کارمندان منتقل میشد و گاه کارهای منطقهای یا خانوادگی در سطوح بالاتر سازمان ایجاد میشد. افزایش فشار برای سرعت بخشیدن به کارها بیش از توان فردی بود و کارهای روزانه بهطور غیرمنصفانهای از طریق تماشای(seconds) کوتاه مدت دوربینها ارزیابی میشد و این مجموعه به جای بررسی کلی ساعات اداری، به نتیجهگیری میانجامید. حقوق بهصورت سالیانه کاهش یا حداقل افزایش مییافت و نسبت به حقوق کارمندان در مرخصی، وام شرکتی یا تنخواههای موردنیاز احترام کمتری رعایت میشد. بیثباتی و چندگانگی در شیوههای مدیریتی، هماهنگیها و تصمیمگیریها را سخت میکرد.
با وجود تمام فراز و نشیبها، من به عنوان یک برنامهنویس تجربهای پربار از موفقیت و یادگیری داشتم
برای من تجربهای بود که با افزایش فشار و بیثباتی مواجه شدم؛ حقوق به موقع پرداخت نمیشود و این موضوع بار روانی زیادی ایجاد میکرد. رفتار مدیران شرکت نسبت به کارکنان مناسب نبود و از طریق تصمیمهای گاه و بیربط آنها گاهی از تجربههای همکاران سوءاستفاده میشد. به جای احترام به تجربههای کارکنان برای بهبود وضعیت، گاهی همان تجربههای قبلی دوباره به عنوان الگوی کار اجرایی میشد. شرایط کاری نامتعادل و فشار کاری غیرمنطقی از نقاط اصلی دردناک بود و به عدم رسیدگی به پیشنهادهای من و همکاران برای ارتقا سطح کاری منجر میشد.
در این شرکت وضع مدیریتی به قدری نابسامان است که برای کارکنان، هیچ وعده مثبتی وجود ندارد و آینده روشن به نظر نمیرسد.
باورم نمیشود چقدر چیز یاد گرفتم، از کارآموزی شروع کردم و اکنون به دستاوردهای زیادی رسیدهام و به مبلغ حقوقی که مد نظر داشتم رسیدم.
در شرکت ایدههای هوشمند هرمس شریف همیشه فضای کار دوستانه و پرجنبوجوش بود؛ کارمند جوانی با انرژی بالا همواره حضور داشت و هیچگاه یکنواختی یا تکرار روزمرگی حس نمیشد.
در یک شرکت دانمارکی با نام لین لینکینگ کار میکنم و تجربهام از آنجا را به شکل صادقانه و با لحن طبیعی بازگو میکنم، با این هدف که واقعیتها حفظ شوند اما بیان تازهای داشته باشند. دفتر اصلی شرکت در یکی از روستاهای دانمارک واقع است و نیروهای ایرانی بهدلیل هزینههای کمتر استخدام میشوند. کارکنان ایرانی از راه دور در اصفهان و در محیط کار اشتراکی مشغول به کار هستند و حقوق شرکت در بازهای حدود سه تا چهار میلیون تومان است. نکات مثبت: - در گفتوگوهای روزمره از زبان انگلیسی استفاده میشود. - شرکت برای ناهار تا سقف بیست و پنج هزار تومان هزینه میکند. نکات منفی: - فضای کاری تا حدود زیادی تداعیکننده جو منفی، با خبرچینی، پشتپا زدن به دیگران و حسادت است. - مدیریت بیثبات و شرایط شغلی نامطمئن: هر گونه مخالفت با کادر مدیریتی ممکن است به اخراج منجر شود. در سال هزار و نود وهفت از بین پنج برنامهنویس سه نفر اخراج شدند و تیم مارکتینگ هم به طور کامل استعفا داد. - فناوریهای استفادهشده در شرکت قدیمی و تا حد زیادی کاربردی نیستند. - فرهنگی که به نقد گشوده نیست و انعطاف کمی دارد. - سطح فنی مدیریت پایین است و برای هدایت پروژهها دانش کافی وجود ندارد؛ استفاده از روشهای غیرمتداول و منسوخ در برخی موارد اجباری میباشد. - پروژه شرکت بدون ساختار است و به صورت کدی شبیه spaghetti عمل میکند؛ کار در این پروژه برای من پر استرس و طاقتفرسا بود. - قراردادها به صورت ساعتی تنظیم میشود و تعطیلات یا مرخصی در نظر گرفته نمیشود.
شرکت داده پردازی خوارزمی را تجربه کردم. محیط کار مانند بسیاری از شرکتهای متوسط ایرانی است و اگر حواسمان نبود، حاشیهها ممکن بود آرامش کار را به هم بزند. این شرکت از سهامداران بانک صادرات است و برخی همکاران آنجا ممکن است ارتباط یا سفارش خاصی داشته باشند. بههمان اندازه که رزومه و تخصص من را میسنجیدند، شرایط کار برای کسی که بهطور مستقیم با واحدها آشنا نیست دشوار بود و این موضوع بهشدت به خود فرد بستگی داشت. در عین حال اگر فردی انعطافپذیر باشد و کنجکاوی خاصی به امور دیگران نداشته باشد، کار در خوارزمی میتواند تجربهای جالب باشد. یادم میآید دورهای وجود داشت که حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد، اما حالا دیگر چنین چیزی را بهچشم ندیدم. مدیریت شرکت را مدیران ارشد بازنشستهای از بانک صادرات بر عهده داشتند.
اگه به شغلتون خیلی علاقه ندارید و یا دنبال کار راحت هستید، به دردتون نمیخوره. اگه میخواهید دو شغله باشید و در کنار کار روی پروژه های شخصی هم کار کنید، همکاران سیستم رو به شما توصیه نمیکنم. اما، اگه خودتون رو آدم متعهدی میدونید و مطمئنید که میتونید با علاقه ساعات قابل توجه و مفیدی رو به کار اختصاص بدید، مطمئنا محیط مناسبی در همکاران سیستم منتظر شماست و میتونید اونجا پیشرفت کنید. معمولا در همکاران سیستم با آدمهایی با انگیزه ، سالم و مدیرانی با ارزش و در محیطی کم حاشیه همکار خواهید بود. برای این افراد کار کردن توی همکاران سیستم خیلی سخته و بعیده: آدمهایی که اهل گلایه کردن هستن. آدمهایی که زود از کوره در میرن. آدمهایی که از همه لحاظ با تیمشون همراه نباشن. آدمهایی که نسبت به کارشون کم علاقه هستن
دنبال کار با میلیاردرهای سرسخت نیستم؛ اینجا همان جایی بود که تصمیم گرفتم از تجربهام بنویسم و به خودم یادآوری کنم چه برداشت تلخی از شرکت آسو داشتم. کار کردن در این مجموعه را بهقدری بیثبات و بیانگیزه دیدم که هر ماه تغییر افراد به یک روال تبدیل شده بود. آنها فقط با دروغ و وعدههای بیپایان پیش میروند و برایشان ارزش واقعی کارمند معنا ندارد؛ هدفشان این است که فرد ه چند مدت با انگیزه کار کند، وقتی بفهمد چه گوهری از دست رفته، فرار میکند و نفر بعدی جای او را میگیرد. حقوقها هر ماه با ترس و نگرانی پرداخت میشد و مشخص نبود کی واریز میشود؛ در نبودن پرداخت منظم، مشکلات زیادی با اداره کار پیش میآمد. مدیریت هم جوان و بیتجربه بود و این موضوع به رشد شرکت ضربه میزد؛ هرگز فرصتی برای آموزش و یادگیری وجود نداشت. نه صبحانه بود، نه ناهار؛ حتی همین چای را هم با زور میدادند. فضای تفریحی وجود نداشت، اتاق بازی نبود، جشن سادهای هم برگزار نمیشد. در کل خیلی بیشتر از کار و بیحقوقی چیزی از آنجا دستگیرم نمیشد؛ همه بهطور مشترک از وضع موجود ناراضی بودند و با فشار کار میکردند. در یک کلام، بهدنبال کارمندانی مفت بودند که فقط کار را به جلو ببرند.
در جایی کار میکردم که فضای کار به شدت آشوبی بود و حقوقها با تاخیرهای چندماهه پرداخت میشد.
به مدت بیش از یک سال با تیم محترم بالوین در پروژههای وب همکاری کردم و به عنوان توسعهدهنده وب فعالیت داشتم.
دادسان یکی از محیطهای کاری بود که تجربهاش را خیلی دوست داشتم. مدیران با همدلی و همراهی با کارکنان کار میکردند و فضا هم شاد و صمیمی بود، بهطوری که بهرهوری به شکل عجیبی بالا میرفت و از شنبهها کسی زیر بار رفتن به محل کار احساس ترس نمیکرد.
با تجربهای پسیو شروع کردم، درگیر کارهای زیر بودم: دتای پسیو شبکه، نصب لینک و دوربین، و کابلکشی.
به عنوان کارمند مرکز تماس در یک محیط پر انرژی استارتاپی کار میکردم که هر روز با فشردگی بالای کاری و سروصدای زیاد روبهرو بودم. فضای کار برای هر کارمند بیش از حد کوچک بود و حریم شخصی معنی چندانی نداشت. با وجود جوانی و جو شاد اولیه، حقوق دریافتی به هیچ وجه با انتظارهایم همخوانی ندارد.
نگرانیهای اصلی را در کار با پرنیان پردازش پارس تجربه کردم؛ فشار کاری بالا، بیتوجهی به نیازهای پروژه و بروز بحثهای غیرسازنده بین افراد، بهعلاوه نبود هماهنگی مناسب میان تیمها از جمله نکات منفیای بود که شنیده میشد و در نهایت احساس میکردم از هم پاشیدهام.
بهعنوان کارشناس پشتیبانی فنی، از نزدیک دو ماهی میشود که در هلدینگ عصر فرا ارتباط فعالیت میکنم و مسئولیت شیفت عصر را بر عهده دارم. از همان نخستین روز مصاحبه با اعتماد به محیط حرفهای شرکت متوجه شدم جای خوبی برای کار است و واقعا فضایی مناسب برای رشد و یادگیری فراهم شده است. به قوت خاطر دارم از مدیرعامل شرکت تشکر کنم که فرصت آغاز کار را به من داد و از همکارانم هم تشکر میکنم که از روز اول با گرمی و حسن برخوردشان محیط کار را برایم آرام و بدون استرس کردهاند. همواره از همکارانم قدردانی میکنم که تحمل و همراهیشان استرس روز اول را از بین میبرد و در کنار هم کار گروهی را همواره بهجایی رساندهایم. در این شرکت فضای رقابتی سالم وجود دارد و با وجود چالشهای هیجانانگیز، همواره احساس میکنم کارها مطابق میل و انتظار پیش میرود. همچنین جایگاه ایدههای نو و کارهای داوطلبانه بهطور اصولی حمایت میشود و این رویکرد انگیزهبخش است. در کل با وجود جو مثبت و همکاری دلپذیر، همچنان حس میکنم جایگاه من در تیم رو به بهبود است و از هر فرصتی برای یادگیری و رشد استقبال میشود.
در ابتدا فکر میکنم که طراحی و برنامهی شرکت و اپلیکیشنش واقعا خوبه، هرچند در منطقه من هنوز فرصتهای ارجاع کمی وجود داشت. با این وجود تونستم در حین انجام وظایفم چند کار رو از طریق تیپ چین به انجام برسونم.
میخواهم بگویم که از نظر من شرایط شرکت چندان مطلوب نبود و کارفرما به دغدغههای من پاسخ نمیداد. به جای تلاش برای رفع مشکلات، شاهد بیتفاوتی بودم و احساس میکردم که پافشاری خاصی برای بهبود وضعیت وجود ندارد. تجربیاتی که داشتم در برابر کمبود انگیزه برای بهبود اوضاع، ناامید کننده بود. بهطور خلاصه، جا برای پیشرفت احساس نمیشد و عزم تیم هم برای رفع نقایص کم بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.