سلام روند مصاحبه رو که همه درجریان هستید. اول رفتم تست سیستمی روانشناسی که ۳۵۷ سوال بود بعد هم اطلاعات عمومی: کتاب کیمیای سعادت از کیه؟ با یه گل بهار نمیشه یعنی چی؟ چرا مالیات میپردازیم؟ شباهت بذر و تخم مرغ شباهت مگس و درخت دوسوزن ۳۱تومان،دوجین که هرجین ۱۲ تاست چقدر جنسی ۶۰ تومان،با ۱۵درصد تخفیف چقدره مکعب وکسلر:۴تایی رو ۷ ثانیه و ۹تایی رو ۱۹ ثانیه تکرار اعداد و برعکسش هم تا ۶تا درست گفتم جایگذاری اعداد و نمادها،کمی از خط چهارم پرکردم بعد تکمیل مدارک و اتاق ۲ برای مصاحبه حضوری:دوتا اقا و یک خانم بودند سوابق شغلی فوق لیسانس داری یا نه چرا بانک؟ ورزش میکنی؟ وضعیت اقتصادی کشور؟ اختلاف حساب داریم تا ۱۱شب نگهت میدارم،گفتم اختلاف حساب بخاطر سهل انگاری من اتفاق افتاده باید بمونم تا برطرف بشه ویژگی های یه کارمند خوب کاربانک ویژگی ها و وظایف بانکدار چه ویژگی هایی داری که باید استخدامت کنیم؟ بانکداری دیجیتال چیه خودتو ۱۵سال یا ۳۰ سال دیگه کجا میبینی؟ با دیجیتالی شدن بانک نیروی کمتری لازمه،اونوقت چکار میکنی؟ حاضری بعد از ساعت کاری بری بازاریابی برای بانک ؟همسرت مشکل نداره؟ میفرستیمت شعبه تو یه شهردیگه تو استان،مشکل نداری؟ حقوق رو میدونی چقدره ؟گفت اداره کاری که حدودا ۱۲ میشه،گفتم من هم روی همین حدود حساب کردم برای موفقیت تو شغلت چکار میکنی ؟ خانم روانشناس : برای کار تو بانک چقدر حقوق برات مهمه و چقدر با تایپ شخصیتی تو هماهنگه؟ بزرگترین شکستت؟ اگه برگردی عقب همین مسیر رو ادامه میدی؟گفتم نه اصلا نمیرفتم رشته کامپیوتر بخونم،گفت اره بهت وکالت بیشتر میخوره فن بیانشو داری.گفتم ترجیح میدام MBA و بازاریابی میخوندم. گفت به نمره مصاحبه خودت چند میدی؟گفتم میشه نگم؟گفت نه بگو میخوام ببینم چقدر روی خودت شناخت داری؟گفتم اخه من به خودم کم میدم،گفتم هفت و نیم میدم ولی شما به من نه و نیم بدید🙈 اولش که میخواستم شروع کنم ،ضمن سپاس از خداوند بخاطر این فرصت،گفتم از شما همکاران عزیز هم تشکر میکنم،اقاهه گفت چرا گفتی همکاران؟گفتم من به این دید اومدم که همکارتون بشم.گفت از کجا میدونی ما همکارتیم شاید نباشیم.نگاه کردم به خانمه گفتم شما روانشناس هستید،خانمه گفت درسته. بعد به همون اقاهه گفتم ولی شما صددرصد همکارم هستید. یه جا هم این اقاهه گفت بخاطر ما نیازنیست خودتو شاد و مشتری مدار و...نشون بدی خودت باش. گفتم این خود واقعی منه(فکر کنم از بدو ورود و هنگام صحبت هام چون همش با لبخند بودم فکر کرد دارم نقش بازی میکنم ، گرچه کلا شخصیت من اینه.فکر کنم بخاطر همین انرژی خودم بود که اون خانم و اقای جوونتر همش با لبخند بامن صحبت میکردن😁) ولی استرس دارم. ممنون میشم منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید🌷🌷
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مصاحبه دعوت شدم و حضور یافتم، روی اغلب سوالها پاسخ دادم و به نظر میرسید استقبال خوبی داشتند. گفتند روند پذیرش طولانی است و دو مرحله دیگر هم پیش رو است، اما زمانبر است. اکنون با گذشت یک ماه خبری نشده و به نظرم ممکن است پروسهای نباشد که نتیجه مشخصی بدهد؛ معمولا مثل سایر شرکتها به نظر میرسد.
شرکتی بیثبات و نامنظم که آگهیهای استخدامش همواره روی جابینجا درج میشود تا نیرو جذب کند، به نظر میرسد غیرمنطقی باشد اما به شکلهای مختلف از کارجویان درخواست میکند. نخست، بحث سفته مطرح میشود که اصولا منطقی یا قانونی نیست. واحد منابع انسانی کاملا بینظم است و هماهنگی برای زمان و تاریخ مصاحبه وجود ندارد؛ همواره انتظار میکشند تا دقیقا مشخص شود که چه تصمیمی گرفته میشود. فامیلگرایی و ردهبندی خانوادگی در محیط وجود دارد. در جلسه مصاحبه اگر کارجو مورد تأیید قرار بگیرد همه چیز به شکل مطلوب است، اما در غیر این حالت به نظر میرسد هدف فقط تخریب فرد است و پرسشها بهصورت شفاهی و غیر روشن مطرح میشود؛ گاهی مصاحبهکننده هم مشخص نمیداند که در ذهنش چه اتفاقی میافتد و این موضوع منجر به سردرگمی و فشار روانی برای متقاضی میشود تا جایی که چند نفر از افراد با سواد اما واقعا بیسواد به نظر میرسند به نوعی او را در محاصره میگذارند و تحت این فشار هیچگونه پرسش هدفمند برای ارزیابی توانمندی مطرح نمیگردد و تنها هدف تخریب است. در نتیجه، کسانی که به ارزشهای شخصیت و احترام به خود پایبندند، معمولا انگیزه همکاری با این شرکت را ندارند.
شرکت کوبل دارو تجربهای ناخوشایند برای من رقم زد؛ روز اول مصاحبه با واحد منابع انسانی خیلی خوب بود اما بعدها اوضاع عجیبی پیش رفت. چند روز بعد برای دومین مصاحبه با مدیر مالی دعوت شدم و من زودتر از موعد حاضر بودم، اما پس از یک و نیم ساعت انتظار گفتن که مدیر شرکت حاضر نیست و جلسه به تعویق افتاد. از رفتار ضعیف تیم منابع انسانی و بیاهمیت بودن حضور مدیر واحد متوجه این موضوع شدم. هفته بعد دوباره تماس گرفتند تا برای مصاحبه با مدیر شرکت حاضر شوم و این بار مدیر بالادستی با نگاهی از بالا به پایین و لحن تمسخرآمیز با من برخورد کرد. سوالاتش عجیب بود؛ از من پرسیدند چند تا مصاحبه رفتی، آیا ماشین داری و ماشینت چیست. دوباره احساس کردم تمامی صحنهها بیاحترامی است. مصاحبه نهایی هم انجام شد و روز آغاز به کار به کارخانه رفتم. مدیر مالی مرا دوباره به اتاقش دعوت کرد و با همکاری یکی از مدیران میانی صحبت کردیم. از من پرسیدند رشتهام چیست؛ وقتی گفتم مدیریت، با لحن بیادبانهای بلند گفتند چرا این را گرفتی و چرا رشته حسابداری را نگرفته بودم؛ درحالی که در مصاحبه با همان مدیر، موضوع رشتهام مدیریتی مطرح شده بود. دوباره با همان لحن بیادبانه گفتند که باید فعالتر باشم و همیشه باید توانمندی بیشتری نشان دهم. این تجربه تلخترین بخش کار با شرکت کوبل دارو بود و به خاطر آن از روز بعد رفتن به منابع انسانی ام را کنار گذاشتم و رفتار بیادبانه مدیر را توضیح دادم.
مصاحبه به شدت بد با مدیر توسعه سازمانی! با رفتار بد و نامرتبط از سمت مدیر توسعه سازمانی تو تیم منابع انسانی مواجه شدم بدا خلاق و پرسیدن سوالات شخصی به شدت بی سواد و دادن اطلاعات اشتباه در مصاحبه
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
در خرداد ماه سال گذشته برای مصاحبه عملی به شرکت مرکز گسترش فناوری اطلاعات رفتم تا برای موقعیت برنامهنویس شرکت کنم. با دارا بودن هشت سال سابقه تصمیم گرفتم به دلیل شیوع کرونا و نیاز به تغییر سریع، شرکت کنم و کدی بنویسم. وقتی ورود کردم دیدم افراد دیگری هم در آزمون حضور دارند؛ یکی از خانمها پس از نیم ساعت گفت میتواند ادامه ندهد و فرصت از جلسه گرفتند. به تدریج هر کس فرصتش تمام شد و ناچار شدند ترک کنند. من با زبانهای سیشارپ، جاوااسکریپت و SQL روی دادههایی که گفتند کار کردم، نتایج را نمایش دادم و مورد تأیید قرار گرفتیم. سپس چند تست ماکروسافت با تصاویر پرینت شده را نشانم دادند و گفتند پاسخهای سریع بده؛ من همه را فورا پاسخ دادم و در بحث یکی از موارد را با استدلال درست توضیح دادم؛ هرچند گاهی سه تا چهار دقیقه طول کشید تا گزینه درست را بیان کنم. در پایان مصاحبهگران، خانم و آقایی که کدها را بررسی کرده بودند گفتند نشان میدهی دقیق و با اشتیاقی بالا کار میکنی و خیلی به جزئیات دقت داری. از اتاق بیرون آمدم و در راهرو به سمت در خروجی رفتم که همان آقا با عجله برگشت و گفتند دوباره بیایم. دوباره وارد اتاق شدم و صحبت کردند. بدون اینکه بنشینم، با ایستاده پرسیدند انتظارت از حقوق چیست و من پاسخ دادم ده میلیون تومان. ناگهان چهره هر دو نفر تغییر کرد و گفتند باشه، خداحافظ. با اینکه ده میلیون تومان در آن زمان با توجه به سابقهام مناسب به نظر میرسید، به نظر میرسید باز هم پایین باشد و تماسی از طرف شرکت برقرار نشد. قبل از رفتن فهمیدم فضای کار قدیمی است و به ظاهر سازمانی معمولی اما همچنان پرسشهایی برای من باقی ماند؛ چرا حقوق اعلام نمیشود و چه مدت صرف مصاحبهها میشود تا افراد وقتشان تلف شود؟ واقعا برایم پرسش است. همچنین این سوال برایم مطرح شد که تا چه اندازه شرکتها واقعا به شیوههای clean code پایبندند و آیا برای یادداشت و امضای کد از برنامهنویس انتظار میرود. شاید با تجربههای متعددی که دارم، در برخی جلسات، ادعاهای پرطمطراق دیده شده باشد اما در بررسی کدها، خیلی از استانداردهای کوچک و مهم رعایت نمیشد. به همین دلیل فکر میکنم بهتر است سطحی از احترام و اصول انسانی در برخورد با همه افراد رعایت شود.
سال98 اوج کرونا بود جلسه فنی بصورت انلاین در اسکایپ برگزارشد یه خانم بودند شروع کردند از روی یه کاغذ سوال پرسیدن از objچیست؟شروع شد تا acidچیست؟پیچیدگی زمانی سورت کردن با الگوریتم jjjj چقدره؟و خدااااااااااااا شاهده گفتند فوایداستقاده از الگوریتم bubbleچیه 3-4مورد گفتم این خانم همینطور که جوابهای منو با جوابهای نوشته شده در برگه شون چک میکردند گفتند یه مورد دیگه هم هست یه موردشو نگفتید!!!!!!!!!!!! مگه امتحان نهاییه؟بارم بندی گذاشتی؟ پیچیدگی زمانی به درد چی میخوره؟ چرا جوابارو روی برگه نوشتی اگرخودت چیزی بارته؟ جالبه دوستم سال 1400 مصاحبه داشت بااین شرکت ایشونم میگقت یه خانمی بود برگه جلوش بود واصرار داشت Abbrevation کلماتو که میگقت من کامل بگم چیه نام ببرم و دو مثال بزنم.هرمثال نیم نمرده حتما!!!! بابا مگه 100000000000000سال پیشه؟این چه روشه مصاحبست؟به جای اینکه از پروژه وتجربه افراد بپرسید خیلی درپیتید بخدا
سلام چیزی که من تجربه کردم روند مصاحبه کاملا حرفه ای بود و همه خوش برخورد و سر وقت حاضر شدن از لحاظ حقوقی و امتیازات کمی از متوسط بالاترن جو خوبی داره و بنظرم ارزش امتحان رو داره در کل هرگروهی جو اش متفاوته ولی بنظرم ارزش امتحانو داره
قصد داشتم برای موقعیت DevOps رزومه ارسال کنم و بعد از چند روز با من تماس گرفتن تا درباره حقوق، انگیزه برای خروج و مدارک و کارهای انجامشدهام توضیح بدهم. جوابهایم را به شکل تیترهای کوتاه و غیر فنی و بدون جزئیات تکنیکال ارائه کردم و در نهایت گفتند مکالمه ضبط شده و به دست تیم فنی میرسد؛ اگر تمایل به همکاری داشتم با من تماس خواهند گرفت که در نهایت چنین تماسی برقرار نشد. واقعا برایم ناراحتکننده بود که تیم فنی یا لیدر شرکت حتی برای هماهنگی مصاحبه حاضر نبودند؛ چون بدون پرسش و بدون اجازه از ضبط مکالمه صحبت شد و اگر تماس میگرفتند، من هم حاضر به پذیرش همکاری نبودم.
در یک تماس از گروه حصین، با وجود سردرگمی اولیه، تصمیم گرفتم آرام بمانم و روند را دنبال کنم. اول گفتند اگر در دسترس باشم چند دقیقه دیرتر تماس میگیرند و هیچ توضیحی ارائه نکردند. سپس به فاصله کوتاهی مصاحبه فنی را به صورت تلفنی انجام دادند و در ده دقیقه اول کاملا شوکه شدم؛ سوالات چالشی حوزه DevOps را چگونه بتوان به شکل تلفنی مطرح و پاسخ داد؟ در پایان مشخص بود که هر دو طرف زیاد راضی نیستند و مسیر به نتیجه مطلوبی نمیرسید. واقعا مصاحبه فنی به این صورت تلفنی برگزار میشود؟
شرکت توسعهی راهکارهای هوشمند آدران تجربهای نامطلوب از فرایند استخدام ارائه داد. در مصاحبه آنلاین، دو نفر حضور داشتند و ادعا کردند که هم در حوزه دواپس فعالاند و هم بهعنوان Go Developer در شرکت کار میکنند؛ پرسشهایی در زمینه کوبرنتیز مطرح شد و سپس دوباره روی Go تمرکز شد، در حالی که آگهی استخدام چیزی در این باره نگفته بود. تأکید داشتند که بیشتر توسعهدهنده هستند تا دواپس و میگویند وظایف دواپس کمتر است. با وجود این که من هیچ تجربهای در زمینهی Go نداشتم، در اولین مصاحبه قبول شدم. برای جلسهی بعد گفتند که با لپتاپ شخصی به شرکت بیایم و در ایمیل، هیچ توضیحی درباره تسک یا دلیل لزوم همراه داشتن دستگاه شخصی داده نشد. بعد از پایان مصاحبه با ارسال ایمیل از من بابت تشکر و انصراف تشکر کردند، اما دوباره تماس گرفتند تا برای تعیین زمان مصاحبه اقدام کنم. به طور کلی به عنوان نیروهای دواپس، این شرکت تجربه خوبی به نظر نمیرسد.
مصاحبه انلاین ست شد ۲ نفر تو مصاحبه بودن بدون اینکه سمتشون رو بگن فقط نام فامیلی شون رو گفتن تو جلسه دوربینشون هم خاموش بود که خیلی جالب نبود سوال ها بیشتر از بخش دواپس بیشتر سمت نتورک و شبکه و مخابرات بودن با توجه به نوع مصاحبه دوست داشتم همون دقایق اول تموم بشه چون نتیجه کاملا مشخص بود ولی از طریق sms نتیجه رو ارسال کردن
مدت زمان مصاحبه آنلاین برای من دقیقا سر موقع آغاز شد و تیم DevOps هم حضور داشت. رهبر تیم DevOps زن بودند و به شدت روی این نکته پافشاری میکردند که برای نیروی جونیور و مید، آموزش داخلی وجود ندارد و باید خودم تلاش کنم. بارها و بارها تأکید داشتند که مهارتهای جیرا و کانفلوئنز را حتما بلد باشم. به طور واضحتر، تمرکز اصلی آنها روی این دو ابزار بود و کمتر روی کوبرنتیز یا سایر فناوریها. در مجموع تجربه نسبتا خوبی بود؛ در گذشته، رهبر تیم DevOps مردی بودند که نقش Mentor خوبی داشتند و نیروهای جونیور را خوب آموزش میدادند. اما در حال حاضر تأکید زیاد بر جیرا و کانفلوئنز بود و این نکته به چشم میآمد.
تجربه ام رو با این شرکت : اینطوری براتون مینوسیم که واحد منابع انسانی دارند، از مصاحبه منابع انسانی، حس خوبی داشتم ، کامل و 15 دقیقه بود. حضوری دعوت شدم و یک سمپل هم دریافت کرده بودم، بعد مصاحبه فنی اطلاعاتی که داشتم خودم حس کردم کافی نبود با اینکه 3 سال تجربه دارم. Vue کار میکنند، اینکه میگند مشاوره شغلی داره درسته، من خیلی جدی نگرفتم :( گفتم کی به این چیزا اهمیت میده، همینطور زدم تست هارو،البته دکتره تا مشاور اینو بدونید. بعد مصاحبه 2 روز بعد ایمیل گرفتم که منفی است. دوستداشتم تجربه کنم چون ی دوستی تو بیمه دارم گفته بود ی سامانه خیلی خفنی دارن، برای بیمه هست. دوستداشتم کار کنم تجربه خوبی میشد.
مصاحبه های زیادی داشتم ولی تجربه مصاحبه با تیم همکاران سیستم از بدترین ها بود. دلایلم هم شبیه دوستانی که در همین صفحه تجربه اشون رو به اشتراک گذاشتن
در ابتدای کار، با یک برخورد دوستانه و محترمانه روبهرو شدم و فرایند استخدام سه مرحلهای پیش رفت. روز اول جلسهها با رفتار گرمی همراه بود و مشخصا تیمی که با من مصاحبه میکردند، تجربه و تخصصشان قابلوقوف بود. دو گفتوگوی حضوری و یک کار عملی فنی بخش اصلی فرایند بود و مصاحبهکنندهها واقعا خبره به نظر میرسیدند. مرحله فنی بیش از یک ساعت طول کشید و برایم خیلی سنگین بود. با توجه به این که شرکت دانشبنیان بود و امکان امریه یا دورکاری وجود داشت، تمایل داشتم با آنها همکاری کنم؛ اما پس از یک هفته اعلام کردند برای من آرزوی موفقیت میکنند. بهطور کلی از تجربه مصاحبه رضایت داشتم.
من میخوام از تجربه مصاحبه م بگم. دو سال پیش رفتم مصاحبه. دو تا مصاحبه با من انجام شد و میتونم بگم برداشتم از مصاحبه با این شرکت این بود که قشنگ دنبال بیگاری کشیدن و مفت بری از نیرویی هستن که میخوان استخدام کنن. سوالات بی ربط زیاد می پرسیدن. آخر سر هم وقتی پیشنهاد حقوقم رو داده بودم بهم گفتن زیاده و لایق این حقوق نیستی در حالیکه شرکتی که درست بعد از مصاحبه با اونجا مشغول شدم بیشتر از اون هم بهم میداد و مشخص بود هدفشون تحقیر و پایین اوردن اعتماد به نفس شماست که بعدا راحت بتونن سرتون منت بزارن و هر جوری میخان باهاتون رفتار کنن و شما هم درست مثل یک برده اعتراضی نکنی و کاملا مطیعشون باشی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.